معماری
خانه / ژورنالیزم / مختصری بر ساختار نهاد های رسانه یی…
فعالیت های انجام شده گهیځ

مختصری بر ساختار نهاد های رسانه یی…

مختصری بر ساختار نهاد های رسانه یی…

تمیم لنگری عضو انجمن گهیځ

چکیده:

نهاد ها و شکل گیری آنها از جمله بارزترین خصیصۀ تمدن بشـری امروزی است. با توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و نیاز های هر جامعه، هر روز شاهد بروز و تکامل سازمان ها می باشیم. این نهادها جهت نیل به اهدافی از قبل تعیین شده، طراحی می شوند. با ساختار و نوع مدیریت خاص به جلو میروند.

هر چند فرایند شکل گیری نهاد به دوره های کهن بر می گردد اما نوع شکل گیری نهادهای مدرن بیشتر با به وجود آمدن انقلاب صنعتی در اروپا پا به عرصه وجود نهادند ضمنن وجود تیوری های مدیریتی در امر پیش برد مؤثر و کارا عملکرد افراد گام مهم در جهت رشد و توسعه سازمان ها و آغاز مطالعه علمی و تحقیقی در جهت تکامل نهادهای مذکور گردید. که از این امر مطبوعات به عنوان نهاد تأثیرگذار مستثنی نیست.

این امر سبب شد تا دانشمندان عرصه علم اداره و مدیریت روی کانتیکس و تعریف نهاد بپردازند. هر یک دنبال ارائیه تعاریف جامع و علمی برای سازمان ها تحقیقات متعدد را براه انداختند. این متفکرین پژوهش های متعددی را روی تیوری نهادها، طرح و ساختار، اشکال ساختار، طرح کار، فرهنگ سازمانی، و بالآخره مؤثریت و مثمریت در عملکرد سازمان ها براه انداخته اند. و رسانه ها به عنوان نهاد معتبر اطلاع رسانی و تبلیغی نیز نیازمند گسترش مدیریت سالم و کارا بوده و مدیران رسانه یی برای کار مؤثر رسانه یی دست به پیروی از اصول مدیریت و روش های تأثیرگذاری مدیریتی در پیش برد این مأمول می باشند تا ساختارهای روشمند مدیریتی را اختیار نموده و کار و پلانگذاری نشـراتی شان به سمت هدف از قبل تعییین شده سوق داده شود.

ساختار نهاد رسانه معمولن در مطابقت به ساختارهای متعارف روز شکل می گیرد و جهت نیل اهداف شان ساختار های نوین و مدیریتی را در نهاد های شان عملی می کنند. ساختار نهاد رسانه چیزی مجزا از ساختار سازمان ها ی دیگری نیست. برای پیش برد کار رسانه یی و اداری و تقسیم وظایف ضمنن معیین نمودن صلاحیت ها و وظایف و ایجاد مدیریت های جداگانه به منظور تسهیل کار رسانه یی و بهبود فعالیت های شان، به ساختار سازی می پردازند.

رسانه های جمعی مدیون فعالیت های مدیران با ظرفیت و متخصص در امر پیش برد کار رسانه یی در نهاد رسانه اند. مدیران، با برنامه ریزی دقیق و تصمیم گیری واقع گرایانه سمت و سوی رسانه را برای جلب مخاطبان بیشتر مساعد نموده و تعداد را به سمت آن می کشاند. رسانه ها در درون دموکراسی ها از جایگاه خوب برخوردارند یکی از مؤثرترین عامل، داشتن مدیران با تجربه و با مهارت در رأس بخش های متعدد نهاد رسانه می باشد.

بنابر این آنچه قابل دقت است داشتن ساختار مناسب و مدیران ورزیده است که سبب رشد نهاد رسانه در یک جامعه مردم سالار می گردد. در این مقال روی دو موضوع ساختار و رابطه آن با نهاد رسانه بحث شده است. تا رسانه ها از دانش بروز مدیریت در تغییر ساختاری خود مستفید شوند و برای رشد فعالیت های درون سازمانی شان بیشتر استفاده بهینه نمایند.

نهاد رسانه مهمترین نقش را در نظام مردم سالار و حکومت های مبتنی به آرای شهروندان دارند و این نقش در قالب وظایف عمده یی رسانه ها و ساختار شان شکل می گیرد. رسانه در پالیسی و کود اخلاقی شان می کوشند تا از شیوها و برنامه متعارف و مدرن روز برای اطلاع دهی و آگاهی دهی شهروندان استفاده برند. نهاد رسانه در سال ها ۱۷۸۰ میلادی در قالب اخبار (newspapers) برای تغییر ذهنیت ها به وجود آمد.

نهاد رسانه در پیشـرفت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی هر جامعه نقش اساسی دارند و اطلاعات گسترده و ارتباطات را جهت تشویق و ترغیب شهروندان در موضوعات متعدد ایجاد می کند. نهاد رسانه عامل مهم در توسعه دموکراسی و حاکمیت قانون به شمار میرود.

در سیستم تصمیم گیری دیمکراتیک مهمترین بخش انتقال اطلاعات شمرده می شود. در انتقال اطلاعات رسانه ها نقش اساسی دارند. که زمینه شفافیت و جوابدهی مقامات را به شهروندان مساعد می نماید. و شهروندان از طریق نهاد رسانه می توانند صدای شان را به مقامات برسانند و از تربیون رسانه و آزادی بیان مستفید شوند. مقامات و نهاد های دیگر نمی توانند شهروندان را از حق آزادی بیان محروم کنند در حالیکه جلوگیری از حق بیان و دسترسی به اطلاعات به شهروندان تخطی از حقوق بشر است.

کشور های مردم سالار اطلاعات را در اختیار شهروندان شان قرار می دهد تا از برنامه ها و پیشرفت های کشور شان آگاه و در تصمیم گیری ها نقش اساسی داشته باشند.

ساختار یا structure چیست؟

به لحاظ مدیریتی ساختار نهاد، تقسیم کار، ایجاد بخش های جداگانه برای پیش برد فعالیت های کاری، هماهنگی و طرح فزیکی نقشه کاری یک نهاد می باشد. ساختار نهاد بستگی به نوع دید رهبری نهاد دارد به این معنی که رهبری با کدام ساختار موافق است. افرادیکه روی انجام یک هدف مشترک با هم کار می کنند نیازمند ساختار مشخص اند که رابطه شان را با هم برقرار کند و تلاش های شان با هم در یک تیم هماهنګ گردد این ساختار نیازمند تفویض یک سلسله صلاحیت ها و مسؤولیت به افراد در یک اداره می باشد. ساختار مرکز منابع تصمیم گیر و با صلاحیت را در سازمان مشخص می کند و مجرای ارتباطات را بین اعضا در سازمان مساعد می کند. (HRM, 2.2,CB Qupta ) ساختار در حقیقت مبین ایجاد رابطه رسمی بین مدیران سطوح مختلف سازمان می باشد. و زمینه جوابدهی و حساب دهی را واضح می نماید.

ساختار رسانه یی:

در مجموع رسانه ها دارای ساختار منحصـر به فرد می باشند؛ هر رسانه یی نظر به نیازمندی، اهداف و برنامه های شان؛ ساختاری را جهت تقسیم بندی فعالیت ها و بخش سازی (departmentalisation) اختیار می نمایند. هر چند عده یی از دانشمندان حوزه اداره و مدیریت به این باورند که سازمان ها هشتاد در صد با هم در مجموع مشابهت دارند، به این لحاظ هر رسانه یی (خبری، ورزشی، دینی، تفریحی و…) دارای ساختار و تقسیم بندی یکسان می باشند.

چهار مورد اساسی و مشترک در ساختار رسانه ها قابل تامل می باشد:

– تقسیم کار(division of work)

در مکاتب کلاسیک و مخصوصن تیوری فیویل روی تقسیم کار در نهاد تولیدی یا خدماتی (رسانه) در بین کارمندان تأکید صورت گرفته است. و گولیک تقسیم کار را اساس سازمان می داند. حتی در تیوری های پسا مدرن علمی و رفتاری هم تقسیم کار در بین افراد دارای اهمیت می باشد. در تقسیم کار؛ فعالیت ها و مسؤولیت (work contents) در چوکات مشخص به هر شخص سپرده می شود تا وظایف شان را به وجهه احسن انجام بدهند.

– بخش سازی (departmentalisation- departmentalism)

بخش سازی؛ یک بخش مهم در پروسه هر نهاد می باشد که شامل مسؤولیت ها و کارهای هر بخش به طور مشخص می باشد. بخش سازی بستگی به اندازه، اهداف و راهبرد هر سازمان دارد. به گونه مثال: بخش تولید، بخش مارکیتنگ، بخش خبر، بخش اجتماعی و… هر نهاد رسانه یی نظر به نیارمندی شان دست به ایجاد همچنین بخش های میزنند.

– هماهنگی (coordination)

هماهنگی پروسه است که تمام بخش ها و فعالیت ها یک سازمان را با هم یکجا می سازد. و یا هماهنگی یعنی همزمان کردن تمام کوشش ها در سازمان می باشد. تری دانشمند مدیریت می گوید: هماهنگی یعنی تنظیم کوشش های گروه برای آماده کردن عمل واحد جهت به دست آوردن هدف عام یک سازمان می باشد. در این تعریف روی انسجام گروپ، عمل یکسان و هدف عام می باشد.

نقشه راه (Road map)

– نقشه راه، یعنی بخش ها و افراد سازمان را قادر می سازد تا بشکل واضح از هر عمل و تصمیم که گرفته می شود، بدانند. یا می توانم گفت نقشه راه عبارت از پلان استراتیژیک است که هدف و نتایج مطلوب را واضح می نماید؛ که شامل قدم های ضروری جهت رسیدن به آن هدف می باشد.

عموما، آژانس خبری، تلویزیون، رادیو، اخبار یا مجله ساختار شان با هم مشابه اند. در هر رسانه یی دیپارتمنت های مختلف مثل اداری، تجارتی-اعلانات، انجنیری و ایدیت می باشد.

موارد زیر نیز در ساختار رسانه ها حایز اهمیت می باشند:

رهبری (Leadership)

– جاکوب و جاکیوس رهبری را پروسه ای هدایت کوشش جمعی به سوی هدف بیان می کنند. در همین حال، هرسی و بلاندچارت، رهبری را پروسه ای تأثیرگذاری بالای فعالیت فرد و گروه به سوی به دست آوردن هدف می خواند.

 دونیلی، رهبری کوشش است جهت تأثیر گذاری بالای افراد از طریق پروسه ارتباطات به سمت به دست آوردن هدف سازمان می باشد. از طرف، روچ و بیلنگ، رهبری را پروسه ای تأثیرگذاری بر فعالیت های سازمان یافته یک مجموعه به سوی هدف ذکر می کند.

صلاحیت و مسؤولیت (Authorities & Responsibilities)

– هنری فویل صلاحیت را حق دادن فرمان می داند انجام امورات محوله در یک سازمان می داند. همچنان سایمون صلاحیت را قدرت تصمیم گرفتن و استقامت دادن دیگران؛ تعریف می نماید. معمولا در رسانه ها صلاحیت بیشتر در محدوده مدیران رده اول سازمان می باشد. ایشان با آشنای گسترده ای که نسبت به محیط و سطوح رهبری و بخش های مختلف نهاد دارند؛ از صلاحیت بیشتر هم برخوردار اند، و مسؤولیت ها در موارد زیاد در بین کارمندان بخش های مختلف تقسیم می شود ضمنن بخش ها از صلاحیت در محدوده ای مسؤولیت شان برخوردار اند. مسؤولیت، پاسخگویی را در قبال دارد یعنی از عملکرد مطابق چوکات کاری به مافوق جوابگو می باشند.

تصمیم گیری (Decision Making)

– تصمیم گیری یا حل مشکل عبارت از انتخاب یک راه حل از میان چندین الترنیتف پیشنهاد شده جهت عمل به آن در آینده می باشد. هر چند در بخش های مختلف برای حل مسئله تصامیم نظر به ماهیت و رسانه اتخاذ می گردد. این تصمیم گیری های رسانه یی متأثر از سبک های اداری می باشد زیرا تصمیم گیری یا حل مسئله از مسایل عمده اداری در سازمان می باشد.

ارتباطات (Communication)

– ارتباطات پروسه ای انتقال و تبادل اطلاعات، نظریات و عقاید و باورها می باشد. در چوکات ساختاری نهاد رسانه یی ارتباطات اشکال مختلف را قبول می کند. گاهی ارتباطات به شکل گفتاری ایست (با استفاده از زبان) بعضن غیر گفتاری مثل (حرکات و اشارات) همچنان ارتباطات نوشتاری و دیداری می باشد.

سبک های مدیریتی در ساختار های رسانه یی:

آنچه در زیر مورد بحث قرار خواهد گرفت، سبک های مدیریتی در امر پیش برد امور و تعقیب اهداف و پالیسی های نهاد رسانه می باشد. هر چند امروزه بیش از ۲۷ سبک معمول در امر اداره کردن داریم اما اینجا روی تیوری شبکه اداری (managerial Grid) از مکتب رفتاری بحث صورت گرفته است. که شامل پنج سبک می شود.

۱- مدیریت ضعیف (impoverish Management)

سبک مدیریت ضعیف سبک است که در یک نهاد مدیران بیشتر تأکید و توجه شان به وظیفه و کارمندان در یک سازمان می باشد.

۲- مدیریت جامعه کشوری (country club management)
بیشتر توجه شان به تولید و مؤثریت است و کمتر به کارمندان میپردازند.

۳-  مدیریت وسط راه (middle of the Road management)
در این سبک به طور متوسط توجه هم بالای تولید و هم به کارمندان صورت می گیرد.

۴- مدیریت دیموکراتیک (democratic management)

در این شیوه مدیریتی همزمان به خدمات و رضایت و خوشی کارمندان توجه صورت می گیرد. و کارمندان در تصمیم گیری سهم می گیرند. در این شیوه تصمیم گیری به اکثریت اتخاذ می گردد. هر چند در این سبک جریان تصمیم گیری بطی می باشد.

۵- مدیریت وظیفه (Task Management)

اهتمام بیشتر به تولید و مؤثریت و کمتر به رضایت و خوشی کارمندان پرداخته می شود.

در این سبک ها بالای دو موضوع تأکید رفته است. اول کارمندان که در اداره کار می کنند و دوم موضوع (خدماتی و تولیدی) در یک سازمان می باشد. روی هم رفته در پنج سبک فوق سبک و شیوه مدیریتی تسجیل رفته است. در این حال سبک های دیگر هم وجود دارد که بیشتر در سازمان از آن استفاده می شود.

نتیجه گیری:

هر چند دانشمندان تعاریف مختلف از سازمان ارائیه کرده اند، لوتر گلویک سازمان را ساختار رسمی به منظور به دست آوردن اهداف از قبل طرح شده تعریف می کند همین طور “مانی” سازمان را متشکل از انسان های می داند که به دنبال هدف مشخص اند. از طرف دیگر “سایمون” سازمان را سیستم پلان شده کوشش همگان می داند. چیستر برنارد نیز سازمان را سیستم هماهنگ شده آگاهانه فعالیت ها بیان می کند.

سازمان ها به انواع مختلف تقسیم می شوند. مثل سازمان های بیوکراتیک و پسا بیوکراتیک و یا رسمی و غیر رسمی، دولتی، خصوصی وغیره  ولی تلکوت پارسنس سازمان ها را به اساس هدف و نوع عملکرد شان با محیط به چهار دسته تقسیم می کند:

– سازمان تولیدی در عرصه تولید اجناس و خدمات فعالیت دارد.

– سازمان سیاسی است جهت به دست آوردن اهداف سیاسی فعالیت دارد.

– سازمان های هماهنگ کننده دنبال حل منازعه و اختلاف می باشند.

سازمان رسانه به عنوان مهمترین و تأثیرگذارترین نهاد در یک جامعه مردم سالار و دیموکراتیک می باشد. از نقش اساسی نهاد رسانه نمی توان چشم پوشید. نهاد رسانه در پیشـرفت زندگی اقتصادی و سیاسی شهروندان جهان نقش تعیین کننده یی دارند. نهاد رسانه در شکل گیری دموکراسی و نظام مبتنی به آرای شهروندان نقش تعیین کننده یی دارند. در حقیقت نهاد رسانه ستون فقرات دموکراسی به حساب میرود. نهاد رسانه ما را از وقایع مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و خبری جهان باخبر می سازد.

ساختار نهاد رسانه با در نظر داشت نیازمندی ها و اهداف تعیین می گردد. در ساختار از چگونگی تقسیم کار و ایجاد هماهنگی بین شان و همچنان بخش سازی از ممیزات بارز ساختاری در یک نهاد می باشد. در این مختصـر روی ساختار بحث صورت گرفت. و ضمنن اشارات پیرامون سبک های مدیریتی نیز صورت گرفته است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس